تبليغاتX
بعضی ها داغشو دوست دارن
 

لاریجانی

نگرانی از حرکت سازمان یافته حجتیه:

ایران را به طرف جنگ می برند

نگرانی محافل سیاسی ایران در داخل و بیرون حاکمیت، با عملکرد تیم اعزامی

 به سازمان ملل، دامنه گسترده ای گرفته است. سخنان احمدی نژاد که در حضور

 جامعه بین المللی از" مقابله" سخن گفت، و راه را بر"سیاست" بست، همچنین

 نقش تعیین کننده لاریجانی در پشت پرده و انتصاب افراد" تند رو" در پست های

حساس مربوط به پرونده اتمی و سیاست خارجی، محافل سیاسی ایران را به

این نتیجه رسانده است که: احمدی نژاد و لاریجانی ایران را به طرف جنگ می برند .

یک سیاستمدار بسیار نزدیک به محافل بالای حاکمیت جمهوری اسلامی، این نگرانی

را بیش از هرچیز متوجه پایه های فکری جریانی می داند که سه جریان مصباح یزدی،

 شورای نگهبان و احمدی نژاد را به هم پیوند می زند و آنها را با حلقه برخی از

 فرماندهان قدیمی سپاه پاسداران مربوط می کند. او می گوید:" ریشه این جریان

در واقع چیزی نیست جز حضور انجمن حجتیه در راس قدرت سیاسی ایران."

نقل از روزنامه روز

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/06/31ساعت 1  توسط فرشید  | 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/06/29ساعت 0  توسط فرشید  | 

 

گل سرخي به او دادم ، گل زردي به من داد

 براي يك لحظه ناتمام ، قلبم از تپش افتاد

 با تعجب پرسيدم : مگر از من متنفري ؟

 گفت : نه باور كن ،نه ! ولي چون تو را واقعا دوست دارم ، نمي خواهم

 پس از آنكه كام از من گرفتي ، براي پيدا كردن گل زرد ، زحمتي به خود هموار كني

                                                                                        (کارو حق وردیان)

 ******************************************************

او مظهر عشق بود و من مظهر ننگ
 

وقتي كه فشردمش به آغوش تنگ

لرزيد دلش ، شكست و ناليد كه : آخ
 

اي شيشه چه مي كني تو در بستر سنگ ؟                                                 (کارو حق وردیان)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/06/28ساعت 14  توسط فرشید  | 

 

 

چرا اینقدر منفی فکر می کنیم . برای یک بار هم که شده مثبت فکر کنیم :

  (شاید دو نفری دارن یک آدامس می خورن

 شاید هم داره تنفس دهن به دهن می ده )

خدایش هرچی خواستم مثبت فکر کنم نشد . آقا همونی که فکر می کنی .

آره خودشه

+ نوشته شده در  شنبه 1384/06/26ساعت 14  توسط فرشید  | 

 

دوستان سلام

یک مدتی توی اینترنت یک موضوع زیاد به چشم می خورد اونم نوت بوک رایگانه .

موضوع از این قراره که باید توی یک سایت ثبت نام کنید و این سایت به شما یک آدرس میده

که باید از طریق این آدرس ۱۸ نفر عضو این سایت بشن من خودم امتحان کردم . منتظرام ببینم

چی می شه . شما هم امتحان کنید فایده نداشته باشه ضرر هم نداره هم فاله هم تماشا .

نحوه ثبت نام :

ابتدا وارد این سایت میشوید  http://notebook.GustoNetwork.com/index.php?mid=240167

سپس در صفحه ای که باز می شود گزینه register now رو انتخاب می کنید

بعد توی صفحه جدید مشخصات خودتون رو کامل و دقیق می نویسید

در آخر از شما یک user, paaword  می خواد و پس از وارد کردن و ثبت اطلاعات

با همون user , paaword  وارد سایت می شین . پس از ورود و انتخاب گزینه offers باید

شما از چند سایت که لینک اونها در پایین هست دیدن کنید .

سپس در صفحه مقابل گزینه referralas رو انتخاب کنید . س از ورود به این صفحه سایت

به شما یک لینک می دهد (با رنگ قرمز نوشته شده) که این لینک عضویت شماست

شما باید این لینک رو برای ۱۸ نفر  بفرستید که اونها از طریق اون لینک عضو سایت بشن

پس از کامل شدن اعضاء زیر گروه شما می تونین یک نوت بوک سفارش بدین.

اعضائ که عضو لینک شما می شن در صفحه referralas  مشخص می شوند .

هم فاله هم تماشا ضرر که نداره امتحان کنید موفق باشید

http://notebook.GustoNetwork.com/index.php?mid=240167

 

+ نوشته شده در  جمعه 1384/06/25ساعت 23  توسط فرشید  | 

 

"ماشين نوشته ها" در گذشته بيشتر باب بود اما هنوز بسياری از رانندگان کاميون و

وانت بار و تاکسی برای ابراز مکنونات قلبی خود به اين روش وفادار هستند.

توی یک سایت چند تا از این نشته هارو دیدم . برای من که خیلی جالب بو د . تا نظر شما چی باشه .

قشنگترین نوشته ای که من ديدم اين بود: "زندگی نگه دار، پياده می شم."

پشت يک خاور نوشته بود: ديشب خواب ديدم تريلی شدم ۳۰ تن بار زدم.

پشت يک ماشين فاضلاب کش خوندم که نوشته بود: نگاه نکن به کارم محتاج روزگارم

پشت يک مينی بوس فيات نوشته شده بود: "امروز همان فردايی است که ديروز منتظرش بودی"

روی يک وانت ميوه فروش دوره گرد ديدم: Kill me, kiss me but dont leave me

در چاله چوله های عشقت شافنرم شکست

راديات قلب من از عشق تو جوش آمدست / گر نداری باورم بنگر به روی آمپرم.

پشت کاميون: بميرد آنکه غربت را بنا کرد / مرا از تو، ترا از من جدا کرد.

برگ از درخت خسته می شه / پاييز بهانه است.

رفاقت قصه تلخی است که از يادش گريزانم.

این جمله هم که برای خیلی ها  آشناست "منمشتعلعشقعليم چکنم؟" ( = من مشتعل عشق علی ام چه کنم؟)

   

                    تو محشری  از پرشیا سری

 

+ نوشته شده در  جمعه 1384/06/25ساعت 1  توسط فرشید  | 

 

           چرا بر خویشتن هموار باید کرد

                                             رنج آبیاری باغی کز آن گل کاغذی روید .

 

+ نوشته شده در  جمعه 1384/06/25ساعت 0  توسط فرشید  | 

 

احمدی نژاد در سازمان ملل

 محمود احمدي نژاد رييس جمهور كشورمان شب گذشته و در حدود ساعت 12 به وقت

محلي تهران در مجمع عمومي سازمان ملل متحد نخستين سخنراني‌اش را ايراد نمود.

 احمدی نژاد سخنرانی خودش رو با این آیه شروع کرد .     

                                                             "بسم‌الله الرحمن الرحيم "

                        "  اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر واجعلنا من انصاره و اعوانه "

 

به نام خداوندي كه عدالت را مبناي آفرينش آسمانها و زمين و موجب قوام و صلاح امور

 انسانها قرار داد و آنها را به همكاري جهت خوبي‌ها و اجتناب از بدانديشي، بدخواهي و دشمني فراخواند .

متن کامل سخنرانی احمدی نژاد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/06/24ساعت 14  توسط فرشید  | 

 

مسیح

از صلیب های کهنه سنتی که به گردن می کشیم امید معجزه نیست

عشق مسیحای زندگی است که دیگر بار زنده بودنت را اعجاز می کند

به صلیب سنتش مکش!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/06/22ساعت 13  توسط فرشید  | 

 

رپ خو ن ایرانی 

پاني اولين و تنها دختر رپ خون ايرانه که هم زيباست هم زيبا ميخونه حتما گوش کنین .

گوش دادن با Media Player 9

به من میگن پانی

خاموش

فراموش

گوش دادن با Real Player

به من میگن پانی

خاموش

فراموش

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/06/21ساعت 23  توسط فرشید  | 

 

آخ که من کشته و مرده این طرحای ضربتیم . آمریکا هم برای مبارزه با تروریسم از این

عملیات ضربتی استفاده نمی کنه  که ما برای مبارزه با ارازل و اباش   اووو می بخشید

 (برهم زنندگان هنجارهای اجتماعی) استفاده می کنیم . خدایش دم نیروی انتظامی گرم .

از همین جا خسته نباشیدی خدمت تمام ماموران شریف نیروی انتظامی عرض می کنم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/06/20ساعت 1  توسط فرشید  | 

 

مجسمه اي ساخته ام با امٌا

چشمانش ، اگر    

لبهايش ، انگار

دستانش ، شاید

پاهايش ، اي كاش                                                

بر طاقچه ي حسرت مي گذارمش

پارچه اي از شك به رويش مي كشم

تا غبار ترديد به رويش ننشيند

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/06/17ساعت 18  توسط فرشید  | 

اینو بخونید و یه کم فکر کنید

کافی شاپ

دخترک کوچولوی ساده وارد کافی شاپ شد.

صاحب کافی شاپ با نگاه طعنه آميز او را به بيرون هدايت می کرد و خيلی هم ادعای انسانيت و معرفت داشت .

دخترک گفت فقط يه بستنی ساده

همه پولشو می دم . فقط يه بستنی ساده

ميشه بگين بستنی چنده ؟

صاحب کافی شاپ:  ( ۵ دلار)

دختر کوچولو : خوب بستنی ارزونتر ندارين ؟

صاحب کافی شاپ:  ۳ دلاری هم داريم  .

دختر کوچولو : پس يه بستنی ساده  ۳ دلاری بدين

صاحب کافی شاپ بستنی های اضافی بقيه مشتری هارو رو هم ريخته

و توی ظرفی به دخترک داد.

وقتی دخترک کافی شاپ رو ترک کرد کنار ميز روی کاغذ نوشت:

 ( ۳ دلار برای بستنی و ۲ دلار ديگه هم برای انعام )

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/06/16ساعت 14  توسط فرشید  | 

 

سردار شهردار شد

این تیتر یکی از روزنامه های دیروز بود . وقتی این تیتر رو دیدم به شایسته سالاری و تخصص مدیران

ایمان آوردم . اگر تمام ارگانها از  چنین مدیران متخصصی استفاده می کردن ایران گلستان بود .                           

                                                      

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/06/15ساعت 16  توسط فرشید  | 

زنگ تفریح....

                                              .........

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/06/14ساعت 16  توسط فرشید  | 

ديشب تمام آسمان مال من بود

و من ماهش را، ستاره اش را براي

روشنايي اتاقت آوردم،

چون يادم آمد گفته بودي

از تاريکي مي ترسي...

ديشب تمام آسمان مال من بود.

و من همه اش را به تو بخشيدم.

اما افسوس تو خواب بودي

و شايد هم خيال کردم خوابي.

بگذار به خيال گوشه چشمي خلوتي، دلم خوش باشد.

ديشب آسمان مال من بود!

باور کن!

باور !!!!!!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/06/14ساعت 16  توسط فرشید  | 

ديسكوي آمريكا در يك كيلومتري مرز ايران

«جمهوري اسلامي» نوشت: از كردستان عراق خبر مي‌رسد، اشغالگران آمريكايي قصد دارند با همكاري اتحاديه ميهني كردستان، در نزديكي مرز سردشت، يك مركز بزرگ تفريحي به منظور جذب جوانان و منحرف كردن آنان داير كنند.

اين مركز در كنار روستاي «گناره» عراق ـ كه در يك كيلومتري مرز ايران واقع است ـ ايجاد مي‌شود و براي اين منظور چند شركت بزرگ ديسكو از شيخ‌نشين‌هاي دوبي نيز براي سرمايه‌گذاري در آن اعلام آمادگي كرده‌اند.

---------------------------


 

نيروي انتظامي: مطابق قانون با زنان مانكن خياباني برخورد مي‌كنيم

خبرگزاري فارس: در حاليكه سخنگوي قوه قضائيه از عدم لزوم برخورد نيروي انتظامي با بدحجابي و اكتفا به تذكر در اين زمينه خبر مي‌دهد فرمانده نيروي انتظامي استان تهران بر "برخورد قانوني" با زناني كه با پوشش‌هاي زننده در خيابانها رفت و آمد مي‌كنند، تاكيد دارد.

سردار زارعي در گفتگو با خبرنگار اجتماعي فارس گفت: برخورد با زناني كه با پوشش‌هاي زننده و مانكني در خيابانها رفت و آمد مي‌كنند به عنوان جرم مشهود از سوي نيروي انتظامي انجام مي‌شود.

وي در پاسخ به سوالي در خصوص اينكه با توجه به اينكه هنوز تعريف دقيقي از كلمه مانكن وجود ندارد چگونه با اين افراد برخورد صورت مي‌گيرد، گفت: پوشش اين افراد مشخص است بطوريكه با پوشيدن شلوارهاي كوتاه كه گاهي تا زير زانو هم مي‌آيد و روسري‌هايي كه نمي‌توان اسم آن را روسري گذاشت امنيت اخلاقي جامعه را تهديد مي‌كنند كه با آنها به عنوان مظاهر علني فساد و جرائم آشكار از سوي ناجا برخورد مي‌شود.

فرمانده نيروي انتظامي استان تهران با بيان اينكه مطابق قانون برخورد با جرائم آشكار در مرحله اول نيازي به حكم قضائي ندارد، گفت: در برخورد با جرائم آشكار به دليل اينكه ممكن است تا اخذ حكم قضائي اتفاق ديگري رخ دهد نيازي به حكم قضائي در مرحله مقدماتي نبوده و پليس در اينگونه جرائم ضمن برخورد با مجرم و دستگيري وي مقدمات تحويل آن را به مراجع قضايي انجام مي‌دهد.

سخنگوي قوه قضائيه ديروز اعلام كرده بود كه نيروي انتظامي حق برخورد و بازداشت افراد بد حجاب را نداشته و در برخورد با اين موضوع فقط مي تواند تذكر دهد.

                                                  --------------------------

شکايت فوتباليست مشهور از زن اخاذ 



 

«بي.بي.سي» به نقل از روزنامه‌هاي چاپ تهران گزارش داد، يكى از فوتباليست‌هاى سرشناس كشور روز يكشنبه در دادگاه كيفرى استان تهران حاضر شد.

اين بازيكن شاغل در ليگ برتر چندى پيش در پى شكايت زن جوانى نيز به دادگاه احضار شده بود. به گفته يك مقام آگاه، حضور اين بازيكن به خاطر پيگيرى آن پرونده بوده است. اما اين بار اين بازيكن از آن زن به خاطر اخاذى شكايت كرده است.

وى افزود: «اين زن هم اكنون در دبى به سر مى برد.» اين بازيكن پس از گفت‌وگو با ناصر سواج، رئيس دادگاه هاى كيفرى استان تهران، مجتمع را ترك كرد.

گفتني است روزنامه خبر ورزشي در ويژه نامه نوروزي خود به اين ماجرا پرداخته بود. 

                                                         -------------

باكلاس‌ترين گداهاي دنيا          

بازتاب، بعضي از گداهاي خياباني در عربستان، ماهانه بيش از چهارهزار دلار درآمد دارند.

روزنامه عربستاني «عرب‌نيوز» نوشت، بررسي‌هاي مخفي خبرنگار اين روزنامه نشان مي‌دهد، گداها در 8 ساعت كار روزانه و 6 روز كار هفتگي در ماه،‎ ماهانه اين مبلغ را به‌دست مي‎‌آورند؛ يعني در هر دقيقه 20 تا 40 سنت پول مي‎گيرند. به طور مثال، يك گداي اندونزيايي در جده بيش از 80 هزار ريال درآمد دارد.

بيشتر گداها در عربستان با پوشيدن لباس‎‌هاي پاره و مندرس، استفاده از عبارات و كلمات ويژه براي جلب ترحم رهگذران و اجاره كودكان معلول يا غيرمعلول گدايي مي‎كنند. 

     

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/06/13ساعت 18  توسط فرشید  | 

 

  رفاه . عدالت اجتماعی . آسایش  . کلمات قشنگی هستن  و تنها چیزهایی هستن که در جامعه ما

به فراونی یافت می شن . نه نه اشتباه نکنین یافت می شن ولی از ما بهترون این جامعه به اونا

می رسن . عده ای که در طول عمر جز این کلمات چیز دیگه ای نشنیدن .

رفاه . عدالت اجتماعی . آسایش

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/06/10ساعت 17  توسط فرشید  | 

خبري اختصاصي از تهران، حکايت دارد که اين روزها، محمود احمدي نژاد در کاخ رياست جمهوري اسلامي ايران،

تلاش دارد با الگوبرداري از رفتار سياسي سيد محمد خاتمي، به کسب موقعيت هاي ملي و جهاني نائل شود. او با

مشاوران نزديک خود مشغول رايزني درباره طرحي است که قرار است در سخنراني اش در سازمان

 ملل متحد در نيويورک ارائه دهد. بر اساس اين طرح که به تقليد از پيشنهاد سيد محمد خاتمي در مجمع

عمومي سازمان ملل متحد براي اختصاص سالي به گفت و گوي تمدن ها، ارائه خواهد شد،

محمود احمدي نژاد قصد دارد به مجمع عمومي سازمان ملل متحد پيشنهاد نامگذاري

 سالي را به "سال جهاني مهرورزي به بندگان خدا" بدهد. او که اين روزها همراه وزرايش تلاش دارد،

اصطلاح "مهرورزي" را وارد ادبيات اداري کشور کند، در حاشيه اغلب نامه هاي اداري اش که حاوي

 دستورات او به همکارانش است نيز از تاکيد بر عبارت " مهرورزي به بندگان خدا" غفلت نمي کند .

  

 نقل این مطلب از روزنامه روز مورخ ۹/۶/۱۳۸۴ 

توضیح ( عکس بالا  مامور نیروی انتظامی  مربوط به مطلب  نیست . و ربطی به دولت شریف آقای احمدی نژاد ندارد) .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/06/09ساعت 17  توسط فرشید  | 

زندگي نامه ي شقايق چيست ؟

رايت خون به دوش وقت سحر

نغمه اي عاشقانه بر لب باد

زندگي را سپرده در ره عشق 

 به كف باد و هرچه باداباد

                                                                  

شفيعی کدکنی (م.سرشک)

                                                            

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/06/06ساعت 10  توسط فرشید  | 

 

     شبي پر كن از بوسه ها ساغرم 
                                                                 

                                                    به نرمي بيا همچون جان در برم

    تنم را بسوزان در ‌آغوش خويشتن 
                                                                            

                                                     که  فردا نيابند خاكسترم

 

+ نوشته شده در  شنبه 1384/06/05ساعت 21  توسط فرشید  | 

 

 خانوم شیرین عبادی اینجا هم سالن دانشگاه امیر کبیره این مراسم هم مراسم تجلیل از

خانوم عبادی هستش. تاریخ این مراسم رو نمی دونم هر کس می دونه لطفا بگه .

شاید قانون برای دارندگان جایزه نوبل فرق می کنه .

+ نوشته شده در  جمعه 1384/06/04ساعت 14  توسط فرشید  | 

وای وای وای

برای این عکس چی بنویسم        

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/06/03ساعت 17  توسط فرشید  | 

 

  

بيد مجنون، پرطرفدارترين فيلم جشنواره بيست و سوم فجر، در ۹ رشته نامزد دريافت سيمرغ شد و در نهايت

 چهار سيمرغ بلورين را به خود اختصاص داد. اين فيلم سيمرغ بلورين بهترين صدابرداری (يدالله نجفی)،

سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد (پرويز پرستويی، سيمرغ بلورين بهترين کارگردانی (مجيد مجيدی)

 و نيز سيمرغ بلورين بهترين فيلم از نگاه تماشاگران را دريافت کرد  .

خلاصه داستان :

يوسف نابينا که به نظر می رسد دچا بيماری مهلکی است، برای معالجه چشمانش، با پشتيبانی دايی ثروتمندش،

 راهی فرانسه می شود. در آنجا پزشکان، بيماری اش را خوش خيم و بی اهميت تشخيص می دهند، در

 عين حال در می يابند که انگار راهی به بينايی يوسف وجود دارد. پس، چشمانش جراحی و بينا می شوند.

از اينجا فيلم رنگ ديگری می گيرد. يوسف، بی قرار و تشنه ديدن، تصاوير پاک و ناپاک را با هم می بلعد.

مجنون می شود و به سوی گناه می رود. بينايی اکنون رابطی شده که او آلودگيها و زشتيها را ببيند. پس

 عطش ديوانه وار ديدن او را به سوی گناه می کشاند؛ تا آن که بار ديگر بيناييش را از دست می دهد.

در دنيای تاريکی او بار ديگر به درگاه خدا استغاثه و توبه می کند. موری که گويی قاصد بارگاه ملکوت است،

 آرامش را برای يوسف باز می آورد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/06/03ساعت 12  توسط فرشید  | 

بدون شرح...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/06/02ساعت 15  توسط فرشید  |