|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
گل سرخي به او دادم ، گل زردي به من داد براي يك لحظه ناتمام ، قلبم از تپش افتاد با تعجب پرسيدم : مگر از من متنفري ؟ گفت : نه باور كن ،نه ! ولي چون تو را واقعا دوست دارم ، نمي خواهم پس از آنكه كام از من گرفتي ، براي پيدا كردن گل زرد ، زحمتي به خود هموار كني (کارو حق وردیان) ****************************************************** او مظهر عشق بود و من مظهر ننگ وقتي كه فشردمش به آغوش تنگ لرزيد دلش ، شكست و ناليد كه : آخ اي شيشه چه مي كني تو در بستر سنگ ؟ (کارو حق وردیان) |
||
|
|
|
|
|
چرا اینقدر منفی فکر می کنیم . برای یک بار هم که شده مثبت فکر کنیم : (شاید دو نفری دارن یک آدامس می خورن شاید هم داره تنفس دهن به دهن می ده ) خدایش هرچی خواستم مثبت فکر کنم نشد . آقا همونی که فکر می کنی . آره خودشه |
||
|
|
|
|
|
دوستان سلام یک مدتی توی اینترنت یک موضوع زیاد به چشم می خورد اونم نوت بوک رایگانه . موضوع از این قراره که باید توی یک سایت ثبت نام کنید و این سایت به شما یک آدرس میده که باید از طریق این آدرس ۱۸ نفر عضو این سایت بشن من خودم امتحان کردم . منتظرام ببینم چی می شه . شما هم امتحان کنید فایده نداشته باشه ضرر هم نداره هم فاله هم تماشا . نحوه ثبت نام : ابتدا وارد این سایت میشوید http://notebook.GustoNetwork.com/index.php?mid=240167 سپس در صفحه ای که باز می شود گزینه register now رو انتخاب می کنید بعد توی صفحه جدید مشخصات خودتون رو کامل و دقیق می نویسید در آخر از شما یک user, paaword می خواد و پس از وارد کردن و ثبت اطلاعات با همون user , paaword وارد سایت می شین . پس از ورود و انتخاب گزینه offers باید شما از چند سایت که لینک اونها در پایین هست دیدن کنید . سپس در صفحه مقابل گزینه referralas رو انتخاب کنید . س از ورود به این صفحه سایت به شما یک لینک می دهد (با رنگ قرمز نوشته شده) که این لینک عضویت شماست شما باید این لینک رو برای ۱۸ نفر بفرستید که اونها از طریق اون لینک عضو سایت بشن پس از کامل شدن اعضاء زیر گروه شما می تونین یک نوت بوک سفارش بدین. اعضائ که عضو لینک شما می شن در صفحه referralas مشخص می شوند . هم فاله هم تماشا ضرر که نداره امتحان کنید موفق باشید http://notebook.GustoNetwork.com/index.php?mid=240167
|
||
|
|
|
|
|
"ماشين نوشته ها" در گذشته بيشتر باب بود اما هنوز بسياری از رانندگان کاميون و وانت بار و تاکسی برای ابراز مکنونات قلبی خود به اين روش وفادار هستند. توی یک سایت چند تا از این نشته هارو دیدم . برای من که خیلی جالب بو د . تا نظر شما چی باشه . قشنگترین نوشته ای که من ديدم اين بود: "زندگی نگه دار، پياده می شم." پشت يک خاور نوشته بود: ديشب خواب ديدم تريلی شدم ۳۰ تن بار زدم. پشت يک ماشين فاضلاب کش خوندم که نوشته بود: نگاه نکن به کارم محتاج روزگارم پشت يک مينی بوس فيات نوشته شده بود: "امروز همان فردايی است که ديروز منتظرش بودی" روی يک وانت ميوه فروش دوره گرد ديدم: Kill me, kiss me but dont leave me در چاله چوله های عشقت شافنرم شکست راديات قلب من از عشق تو جوش آمدست / گر نداری باورم بنگر به روی آمپرم. پشت کاميون: بميرد آنکه غربت را بنا کرد / مرا از تو، ترا از من جدا کرد. برگ از درخت خسته می شه / پاييز بهانه است. رفاقت قصه تلخی است که از يادش گريزانم. این جمله هم که برای خیلی ها آشناست "منمشتعلعشقعليم چکنم؟" ( = من مشتعل عشق علی ام چه کنم؟) تو محشری از پرشیا سری
|
||
|
|
|
|
|
چرا بر خویشتن هموار باید کرد رنج آبیاری باغی کز آن گل کاغذی روید .
|
||
|
|
|
|
|
محمود احمدي نژاد رييس جمهور كشورمان شب گذشته و در حدود ساعت 12 به وقت محلي تهران در مجمع عمومي سازمان ملل متحد نخستين سخنرانياش را ايراد نمود. احمدی نژاد سخنرانی خودش رو با این آیه شروع کرد . "بسمالله الرحمن الرحيم " " اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر واجعلنا من انصاره و اعوانه "
به نام خداوندي كه عدالت را مبناي آفرينش آسمانها و زمين و موجب قوام و صلاح امور انسانها قرار داد و آنها را به همكاري جهت خوبيها و اجتناب از بدانديشي، بدخواهي و دشمني فراخواند .
|
||
|
|
|
|
|
از صلیب های کهنه سنتی که به گردن می کشیم امید معجزه نیست عشق مسیحای زندگی است که دیگر بار زنده بودنت را اعجاز می کند به صلیب سنتش مکش! |
||
|
|
|
|
|
رپ خو ن ایرانی پاني اولين و تنها دختر رپ خون ايرانه که هم زيباست هم زيبا ميخونه حتما گوش کنین . گوش دادن با Media Player 9 گوش دادن با Real Player
|
||
|
|
|
|
|
آخ که من کشته و مرده این طرحای ضربتیم . آمریکا هم برای مبارزه با تروریسم از این عملیات ضربتی استفاده نمی کنه که ما برای مبارزه با ارازل و اباش اووو می بخشید (برهم زنندگان هنجارهای اجتماعی) استفاده می کنیم . خدایش دم نیروی انتظامی گرم . از همین جا خسته نباشیدی خدمت تمام ماموران شریف نیروی انتظامی عرض می کنم.
|
||
|
|
|
|
|
مجسمه اي ساخته ام با امٌا چشمانش ، اگر لبهايش ، انگار دستانش ، شاید پاهايش ، اي كاش بر طاقچه ي حسرت مي گذارمش پارچه اي از شك به رويش مي كشم تا غبار ترديد به رويش ننشيند |
||
|
|
|
|
|
اینو بخونید و یه کم فکر کنید کافی شاپ دخترک کوچولوی ساده وارد کافی شاپ شد. صاحب کافی شاپ با نگاه طعنه آميز او را به بيرون هدايت می کرد و خيلی هم ادعای انسانيت و معرفت داشت . دخترک گفت فقط يه بستنی ساده همه پولشو می دم . فقط يه بستنی ساده ميشه بگين بستنی چنده ؟ صاحب کافی شاپ: ( ۵ دلار) دختر کوچولو : خوب بستنی ارزونتر ندارين ؟ صاحب کافی شاپ: ۳ دلاری هم داريم . دختر کوچولو : پس يه بستنی ساده ۳ دلاری بدين صاحب کافی شاپ بستنی های اضافی بقيه مشتری هارو رو هم ريخته و توی ظرفی به دخترک داد. وقتی دخترک کافی شاپ رو ترک کرد کنار ميز روی کاغذ نوشت: ( ۳ دلار برای بستنی و ۲ دلار ديگه هم برای انعام )
|
||
|
|
|
|
|
سردار شهردار شد این تیتر یکی از روزنامه های دیروز بود . وقتی این تیتر رو دیدم به شایسته سالاری و تخصص مدیران ایمان آوردم . اگر تمام ارگانها از چنین مدیران متخصصی استفاده می کردن ایران گلستان بود . |
||
|
|
|
|
|
زنگ تفریح....
|
||
|
|
|
|
|
ديشب تمام آسمان مال من بود و من ماهش را، ستاره اش را براي روشنايي اتاقت آوردم، چون يادم آمد گفته بودي از تاريکي مي ترسي... ديشب تمام آسمان مال من بود. و من همه اش را به تو بخشيدم. اما افسوس تو خواب بودي و شايد هم خيال کردم خوابي. بگذار به خيال گوشه چشمي خلوتي، دلم خوش باشد. ديشب آسمان مال من بود! باور کن! باور !!!!!!
|
||
|
|
|
|
|
ديسكوي آمريكا در يك كيلومتري مرز ايران «جمهوري اسلامي» نوشت: از كردستان عراق خبر ميرسد، اشغالگران آمريكايي قصد دارند با همكاري اتحاديه ميهني كردستان، در نزديكي مرز سردشت، يك مركز بزرگ تفريحي به منظور جذب جوانان و منحرف كردن آنان داير كنند. ---------------------------
نيروي انتظامي: مطابق قانون با زنان مانكن خياباني برخورد ميكنيم خبرگزاري فارس: در حاليكه سخنگوي قوه قضائيه از عدم لزوم برخورد نيروي انتظامي با بدحجابي و اكتفا به تذكر در اين زمينه خبر ميدهد فرمانده نيروي انتظامي استان تهران بر "برخورد قانوني" با زناني كه با پوششهاي زننده در خيابانها رفت و آمد ميكنند، تاكيد دارد. -------------------------- شکايت فوتباليست مشهور از زن اخاذ «بي.بي.سي» به نقل از روزنامههاي چاپ تهران گزارش داد، يكى از فوتباليستهاى سرشناس كشور روز يكشنبه در دادگاه كيفرى استان تهران حاضر شد. باكلاسترين گداهاي دنيا بازتاب، بعضي از گداهاي خياباني در عربستان، ماهانه بيش از چهارهزار دلار درآمد دارند. |
||
|
|
|
|
|
رفاه . عدالت اجتماعی . آسایش . کلمات قشنگی هستن و تنها چیزهایی هستن که در جامعه ما به فراونی یافت می شن . نه نه اشتباه نکنین یافت می شن ولی از ما بهترون این جامعه به اونا می رسن . عده ای که در طول عمر جز این کلمات چیز دیگه ای نشنیدن . رفاه . عدالت اجتماعی . آسایش
|
||
|
|
|
|
|
خبري اختصاصي از تهران، حکايت دارد که اين روزها، محمود احمدي نژاد در کاخ رياست جمهوري اسلامي ايران،
تلاش دارد با الگوبرداري از رفتار سياسي سيد محمد خاتمي، به کسب موقعيت هاي ملي و جهاني نائل شود. او با مشاوران نزديک خود مشغول رايزني درباره طرحي است که قرار است در سخنراني اش در سازمان ملل متحد در نيويورک ارائه دهد. بر اساس اين طرح که به تقليد از پيشنهاد سيد محمد خاتمي در مجمع عمومي سازمان ملل متحد براي اختصاص سالي به گفت و گوي تمدن ها، ارائه خواهد شد، محمود احمدي نژاد قصد دارد به مجمع عمومي سازمان ملل متحد پيشنهاد نامگذاري سالي را به "سال جهاني مهرورزي به بندگان خدا" بدهد. او که اين روزها همراه وزرايش تلاش دارد، اصطلاح "مهرورزي" را وارد ادبيات اداري کشور کند، در حاشيه اغلب نامه هاي اداري اش که حاوي دستورات او به همکارانش است نيز از تاکيد بر عبارت " مهرورزي به بندگان خدا" غفلت نمي کند . نقل این مطلب از روزنامه روز مورخ ۹/۶/۱۳۸۴ توضیح ( عکس بالا مامور نیروی انتظامی مربوط به مطلب نیست . و ربطی به دولت شریف آقای احمدی نژاد ندارد) .
|
||
|
|
|
|
|
زندگي نامه ي شقايق چيست ؟ رايت خون به دوش وقت سحر نغمه اي عاشقانه بر لب باد زندگي را سپرده در ره عشق به كف باد و هرچه باداباد
شفيعی کدکنی (م.سرشک)
|
||
|
|
|
|
|
شبي پر كن از بوسه ها ساغرم به نرمي بيا همچون جان در برم تنم را بسوزان در آغوش خويشتن که فردا نيابند خاكسترم
|
||
|
|
|
|
|
خانوم شیرین عبادی اینجا هم سالن دانشگاه امیر کبیره این مراسم هم مراسم تجلیل از خانوم عبادی هستش. تاریخ این مراسم رو نمی دونم هر کس می دونه لطفا بگه . شاید قانون برای دارندگان جایزه نوبل فرق می کنه . |
||
|
|
|
|
|
برای این عکس چی بنویسم |
||
|
|
|
|
|
بيد مجنون، پرطرفدارترين فيلم جشنواره بيست و سوم فجر، در ۹ رشته نامزد دريافت سيمرغ شد و در نهايت چهار سيمرغ بلورين را به خود اختصاص داد. اين فيلم سيمرغ بلورين بهترين صدابرداری (يدالله نجفی)، سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد (پرويز پرستويی، سيمرغ بلورين بهترين کارگردانی (مجيد مجيدی) و نيز سيمرغ بلورين بهترين فيلم از نگاه تماشاگران را دريافت کرد . خلاصه داستان : يوسف نابينا که به نظر می رسد دچا بيماری مهلکی است، برای معالجه چشمانش، با پشتيبانی دايی ثروتمندش، راهی فرانسه می شود. در آنجا پزشکان، بيماری اش را خوش خيم و بی اهميت تشخيص می دهند، در عين حال در می يابند که انگار راهی به بينايی يوسف وجود دارد. پس، چشمانش جراحی و بينا می شوند. از اينجا فيلم رنگ ديگری می گيرد. يوسف، بی قرار و تشنه ديدن، تصاوير پاک و ناپاک را با هم می بلعد. مجنون می شود و به سوی گناه می رود. بينايی اکنون رابطی شده که او آلودگيها و زشتيها را ببيند. پس عطش ديوانه وار ديدن او را به سوی گناه می کشاند؛ تا آن که بار ديگر بيناييش را از دست می دهد. در دنيای تاريکی او بار ديگر به درگاه خدا استغاثه و توبه می کند. موری که گويی قاصد بارگاه ملکوت است، آرامش را برای يوسف باز می آورد.
|
||
|
|
|
|
|
بدون شرح...
|
||