تبليغاتX
بعضی ها داغشو دوست دارن - پست سفارشی
 

روزی خدای خوبی و خدای بدی بر قله ی کوهی به یکدیگر رسیدند پس خدای خوبی

گفت : صبحت بخیر برادر ، خدای بدی در پاسخ سخنی نگفت .

خدای خوبی ها گفت : ای همراه به نظرم می آید که امروز آشفته ای .

خدای بدی گفت : آری بسیار افسرده ام چرا که مدتی است که خلق میان من و تو فرق

 نمی گذارند و بسیار می شنوم که مرا به نام تو صدا می زنند و من از این که نام تو بر

من نهند خشنود نیستم .

 خدای خوبی ها گفت : این چیزی است که هر روز برای من نیز پیش می آید بسیاری

 از مردم مرا تو پندارند و به نام تو صدا می زنند .                       جبران خلیل جبران

 

------------------------------------------------------

همینجوری :

خبر رسمی کاندید شدن خاتمی باعث گذاشتن این پست شد ، حالا چرا این متن بالا

خدایش خودم هم نمی دونم این اولین چیزی بود که بعد از خبر به ذهنم رسید .

 شاید ذهنم خیلی آشفته هستش   . شاید ...

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/20ساعت 22  توسط فرشید  |